
مانکجی و همسرش
هفته پیش در دستان یکی از دوستان خود که بهایی هستند جزوه ای ۷۹ صفحه به اسم "کنکاشی در بهائی ستیزی" نوشته آقایی به نام سهراب نیکوصفت را دیدم متوجه شدم این جزوه پاسخ نامه ای است به تهمت ها و نقدهای دین بهایی. آن را ورق زدم و رسیدم به قسمتی به نام ارتباط مانکجی با سران بابی که پاسخی بود به نوشته آقای شهبازی. چون متن نوشته شده رو جالب دیدم برای همین عین متن رو برای شما عینا می آورم.....
آقای شهبازی می نویسد:"ارتباط نزدیک مانکجی هاتریا با رئیس شبکه اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در ایران در سال های ۱۸۵۴-۱۸۹۰ با سران بابی و از جمله با شخص میرزا حسینعلی..." البته آقای شهبازی مختار هستند که هر شغل و مقامی را که صلاح بدانند به هر شخصی که میل داشته باشند ببخشند یکی از آنها که لطف جناب شهبازی شامل حالش شده است مانکجی هاتریا است که از طرف ایشان به ریاست شبکه اطلاعاتی انگلیسیها در هند مفتخر شده است. چون در کلیه اسناد زرتشتیان به چنین سندی بر نمی خوریم نمی دانیم آقای شهبازی این اطلاع دقیق را از کجا آورده اند و سند آن کجاست باید قاعدتا شخص خود ایشان بدانند! ولی ما در اینجا از فرصت استفاده کرده اطلاعاتی درباره مانجی و خدمات او به زرتشتیان در اختیار آقای شهبازی و دیگر علاقه مندان می گذاریم.
مانکجی در سال ۱۸۱۳ میلادی در مورا سومالی متولد می شود اجداد او از زرتشتیانی بوده اند که بر اثر فشارهایی که شاهان صفوی به انها وارد کرده اند به هندوستان پناه برده بودند. مانکجی از جوانی وارد خدمات بازرگانی می شود. مردی قوی بنیه و با اراده بوده است. و بر اثر فشارهایی که از دوران شاهان قاجار بر زرتشتیان ایران وارد می شد انجمن اکابر پارسیان هند برای کمک به انها مانکجی را مامور سفر به ایران می کنند. تصادفا در کشتی به سوی ایران با میرزا حسین خان مشیرالدوله (سپهسالار) آشنایی پیدا می کند. مانکجی در ایران بایستی دو کار انجام می داد. یکم اصلاح روابط جامعه مسلمان علما و دولت مردان ایرانی با جامعه زرتشتی. دوم اصلاح جامعه زرتشتی که آداب و رسوم دینی خود را فراموش کرده بودند.
اولین خدمات مانکجی به جامعه زرتشتیان تاسیس مدارس برای کودکان زرتشتی و دومین کار مهم او حل مسئله جزیه زرتشتیان بود که توانست ناصرالدین شاه را راضی به لغو حکم جزیه در جولای ۱۸۸۲ کند. باید یادآور شد که سید جواد امام جمعه کرمان در لغو حکم جزیه نقش مهمی داشت. به مناسبت این موفقیت جشنی در باغ ضهیرالدوله برپا کردند. در بخشی از نامه چنین آمده بود:"این اوقات بخشش اعلیحضرت تاجداری نسبت به گروه پارسیان پرتو نیک بختی و اقبال افکنده و به بخشوده شدن جزیه که سالین دراز و بطور دو مالیات از پارسیان دریافت می شد مفتخر و به صدور فرمان خسروانه و رفع هرگونه شرارت الواط ممتاز گردیدند.. لهذا مستدعی است که جناب عالی هم آن مجلس انس را تشریف و از حضور در آن انجمن بندگان را سرافراز فرمائید."
مانجی با بزرگان دینی و سیاسی ایران رابطه داشته است. برای نمونه در ماهان با رحمت علی شاه قطب دراویش نعمت الهی دوستی عمیقی ایجاد نموده و از جانب رحمت علی شاه به درویش فانی ملقب گردید. مانکجی در اکثر مکاتبات خود را به لقب فانی معرفی نموده است. مانکجی در عراق عرب بنا بر رویه خود با بهائیان هم تماس می گیرد و با میرزا حسینعلی نوری ملقل به بهاءالله مکاتبه داشته است.
اگر بخواهیم هر شخصی را که با مانکجی تماس داشته جاسوس اتگلیس بدانیم باید از میرزا حسن خان مشیرالدوله دراویش نعمت الهی تا ائمه جمعه همه را جاسوس بنامیم. حال آقای شهبازی باید به دو مطلب جواب بدهد. یکم چه مدرکی دارد که مانجی سر حلقه جاسوسان انگلیسی در ایران بوده است؟ دوم چه مدرکی دارد مه رابطه جاسوسی او را با بهائیان مشخص می کنند؟ اگر ایشان مدرکی دارند ارائه بفرمایند. اما اگر مدرکی ندارند حداقل یک معذرت خواهی بدهکار هستند. آقای شهبازی در انگلیس بوده است و می داند که تهمت زدن چه جرمی دارد ولی چون ایشان فعلا در ایران است و اقلیت های مذهبی هم دارای حقی نیستند هرچه دل یار طلب کند می نویسد. ولی خود او شاید بهتر از هرکس دیگری بداند که اینگونه مطالب خریداری ندارد و جز بدنامی برای ایشان ارمغان دیگری ببار نمی آورد.
همچنین نگاه کنید به:
مانکجی ليمجی هاتريا نجات دهنده زرتشتیان ایران



